ناشیگری من
سلام من اسمم محسنه (مستعار)
ی مغازه تعمیر گاه موبایل دارم،ی خانومی بود خوش اندام میومد کاراشو انجام میدادم ی دختر ۱۰-۱۱ ساله هم داشت
ی بار که اومد مغازه برنامه اینستاگرام رومیخواست که گفتم کامپیوترم خرابه نمیتونم الان بریزم که گف واجبه منم گفتم تلگرام دارید اونم گف اره خلاصه ادیمو زدم و براش فرستادم با تلگرام.
چند روز بعد پیام داد شما؟
گفتم فلانی ام اونم گفت اوکی،چند ساعتی گذشت که ی جک فرستاد منم ی استیکر خنده گذاشتم،چنتا دیگه ام فرستادو بعد گف ناراحت نمیشی که برات اینارو میفرستم؟منم چون از رابطه با زن شوهر دار متنفرم بش گفتم خوب نیست ما به هم پیام بدیم،شوهرت بفهمه ناراحت میشه،که برگشت گفت چند ساله طلاق گرفتم
اول باورم نشد فکردم خالی میبنده،همینجوری سرد باش تامیکردم
اونم کم کم پستایی که میفرستاد داشتن سکسی میشدن
منم تصمیم گرفتم که امارشودر بیارم ببینم اگه شوهر داره فرش بدم بره
بعد چند روز تهشو در اوردم که طلاق گرفته ۷-۸ ساله با چند نفریم بوده قبلا ولی الان تنهاس
منم دیگه از خدا خواسته شرو کردم،پستای نیمه سکسی میفرستادم براش ،چتامونم بیشتر شده بود دیگه در مورد سکس و این چیزام راحت صحبت میکردیم
بعد قرار شد ی یروز که دخترش پیشه باباشه اوکی کنه برم پیشش
ی شب حدود ساعت ۱۱ بود پیام داد که تنهامو اینا منم گفتم میخوای بیام پیشت؟اونم گفت میتونی منم گفتم اره
سریع از خونه زدم بیرون،خونه اونام نزدیک بد پیاده حدود ۵ دیقه راه بود
تو را که میرفتم گفتم بزا برم ازمغازه کاندوم بر دارم ی بسته خریده بودم که اگه این اوکی شد داشته باشم، اتفاقا مغازه هم نزدیک بود بهم ،پیش خودم گفتم شب اوله با هم تنها شدیم بهتره امشب به اونجاها نرسه که این شد کاندوم بر نداشتنم که همینم شد بزرگ ترین اشتبام
خلاصه رسیدم در خونشونو زنگ زدم درو وا کرد،
من ماتم برد تا دیدمش
همونجا میخواستم برگردم برم مغازه کاندوم رو بیارم که دیگه دیر شده بود
چه تیپی زده بود،قد بلند حدود ۱۸۵تو پر یه دامن مشکی کوتاه تنگ پوشیده بود با یه تیشرت کوتاه تا بالا نافش به خودشم رسیده بود جیگری شده بود
خلاصه رفتیم تو نشستیم اون یکم پذیرایی کرد میوه و… اینا منم رو مبل نشسته بودم رفت چایی بریزه از پشت که دیدمش کیرم سیخ شده بود پاهای تو پرو سفید با کونه برجسته (اینم تو پرانتز بگم من اولین بارم بود که با کسی تنها میشدم )
خلاصه دوس داشتم بلند شم از پشت بچسبم بش، بگذریم…
چایی رو اورد بعد یکم ماهواره دیدیم که نزدیک ۱ شد ساعت
بلند شد ی پتو انداخت جلو تلوزیون با دوتا متکا گف بیا دراز بکش راحت باش
خودش دراز کشید منم کنارش دراز کشیدم
بعد روشو کرد سمت من یکم دست کشید رودستم منم که داشتم دیونه میشدم کلی هم خودمو نگه داشته بودم که کاری نکنم امشب چون کاندم همرام نبود،دیگه نتونستم جلو خودمو بگیرم پامو کردم لای پاشو ی دستمم کردم لای موهاشو شو شروع کردم لب گرفتن
۱-۲ دیقه ای لب گرفتیم که یادم افتاد قرار بود صیغش کنم اگه ی موقع خواستیم کاری کنیم(اخه من یکم موقیدم به این چیزا) بش گفتم اونم اوکی دادو صیغش کردم دیگه راحت رفتم سراغش اوووف
تیشرتش رو در اوردم وای ی سوتین ارتشی خوشگل که سینه هاش به زور توش جا شده بودن داشت برق میزد بعد دامنشو در اوردم زیرش ی شورت سکسی بود که اونم ست سوتین ارتشیش بود
همون جور که دراز کشیده بودیم سینه هاشو میمالیدم اونم با کیرم از رو شلوار بازی میکرد
سوتینشو در اوردم سینه هاشو شروع کردم خوردن
وااااای اینوبگم، بدنش خیلی نرم بود انگار تو بادکنک اب ریخته باشی در این حد نرم
کونشو که با دستم فشار میدادم قشنگ تودستم میومد
خلاصه یواش یواش جفتمون لخت شدیم
باانگشتم دست میکردم تو کوسش اونم داش حال میکرد حسابی
بعدش گفت جا نمیکنی کیرتو
من بش گفتم میترسم ی موقع مشکلی پیش بیاد اخه کاندوم ندارم اولین بارمم هست(منظور من این بود که چون تالا با کسی نخوابیدم میترسم ی موقع بریزم توش داستان بشه،اون منتها برداشت کرد که من ترسم از اینکه بدون کاندوم بکنش مریضی چیزی بگیرم،واسه همین بش برخورد)
تا اینو گفتم انگار اب یخ ریختن روش،شل شد یهو ،یکم با هم ور رفتیم
البته اون سرد شده بود یکم
منم ی لاپایی زدمو ابم اومد
تر تمیز کردیم خودمونو خوابیدیم
صبح ساعت ۸-۹ بیدارم کرد ی چی خوردمو سریع زدم بیرون چون دخترش میخواست بیاد
راستش اومدم خونه یکم انگار عذاب وجدان داشتم دیگه بش پی ام ندادم اونم انگار از حرف من برداشت غلط کرده بودو اونم پی ام نداد دیگه
ولی الان بعد ۱ سال دلم میخواد دوباره باش تنها بشم،البته این دفعه با کاندوم
ببخشید اگه با ناشی گریام حرصتون دادم?خودمم بعد که مرور کردم اون شب رو دیدم مفت از دستم رفته
بووووس بای
نوشته: محسن