کص لیس ماهر

های گایز
خب یه راست میرم سر اصل مطلب
من اسمم مهتابه و 24 سالمه دوستو رفیق زیاد دارم و به دخترا علاقه خاصی دارم مخصوصا درشتا
یه دوستی داشتم ک خیلی سکسی بود جنده ماهری بود لز میکرد سکسم میکرد خلاصه ک اپن بود و کاملا جنده بود اسمشم لادنه
یروز با بچه ها قرار گذاشتیم و اومدن خونه من
تا پنج شش غروب کلی مسخره بازی درآوردیم و خندیدیم اون دوتا دوستام ک خواهر بودن مشکلی براشون پیش اومد و رفتن و منو لادن تنها موندیم من نشسته بودمو گوشیمو چک میکردم ک سرمو بلند کردم دیدم لای پاهام نشسته و نگام میکنه
میدونستم خیلی دلش میخواد کصمو بخوره و من با دیلدو بکنمش
دستمو گذاشتم زیر چونشو انگشتامو دور لبش کشیدم بهش گفتم چیه چرا هی لباتو زبون میزنی جنده؟
با صدای خماری گف منو میکنی؟
گفتم نشنیدم بلندتر بگو جنده
دوباره گف منو بکن بزار کصتو بخورم میدونی ک جنده ماهریم تو کص لیسی خیلی ماهرم
فاکمو کردم تو دهنش اونم با لذت لیس زد و انگشتامو بوسید
شلوارمو در آورد و پیرهنمم درآورد
همچنان من رو مبل نشسته بودمو اونم لای پاهام رو زمین چهار دستو پا نشسته بود هی به کصم نگا میکرد و سرشو میاورد جلو
بهش گفتم بلدی التماس کنی دیگ ن؟
بی معطلی گف خواهش میکنم بزار کصتو بخورم
موهاشو کشیدمو پاهامو گذاشتم رو شونه هاشو گفتم التماس کن آلات جنده
بدون مکث گفت التماست میکنم بزار کصتو بلیسم
از رونام بوسید و تا کف پاهام و انگشتای پام پاهامو ک باز کردم آب از لبو لوچش میریخت فک کرد اجازه دادم کصمو بلیسه ولی انگشتامو بردم سمت دهنشو گفتم یجوری خیسش کن حال کنم جنده اونم تک تک انگشتامو لیسید و بوسید بهش گفتم فعلأ فقط بت اجازه میدم کصمو نگا کنی بعدش شروع کردم به مالیدن کصم نگاهش زوم رو کصم بود و له له میزد برام بخوره بعد چند دقیقه چونشو گرفتمو آوردم نزدیک کصم گفتم خوب بلیس جنده لادنم بی معطلی شروع کرد به لیسیدن و خوردن کصم تا نیم ساعت کصمو از دل و جون میلیسد موهاشو میکشیدمو سرشو به کصم فشار میدادم بعدش خوابوندمشو با کصم نشستم رو دهنش داد زدم بلیس ببینم چیکار میکنی کص لیس یه ملچ مولوچی نابی را انداخته بود بعد از این بارها برام کص لیسی کرد و بهم گفت کصت شیرین ترین چیزیه ک خوردم

نوشته: مهتاب

دکمه بازگشت به بالا