گی ساک (۱)

با سلام دوستان گرامی این 1 داستان واقعی هست
من گیم نت زیاد میرم و بازیم خوب بود ولی همه صدام میکردن خر شانس حق هم داشتن همه چیز دقایق آخر خیلی عجیب میشد بازی باخته رو میبردم اون موقع من 20 سالم بود و معتاد گیم نت بودم و قمار بازی زیاد میکردم بازی مورد علائم اون موقع کانتر بود یادش بخیر و یک پسری بود 18 ساله و همه اذیتش میکردن ک ناراحتش میکردن و ما خیلی با هم صمیمی بودیم و بهم اعتماد داشتیم صاحب گیم نت اومد مسابقه کانتر گذاشت و گفت ورودی 50 هزارتومنه هر کسی بده میتونه تو مسابقات شرکت کنه و جایزه ببره همه خوشحال شدن ولی رقم خدایی بالا بود ولی برا من مبلغی نبود بعد دوستم گفت جای من پول بده برات میارم گفتم نه میبازی ضرر میکنی گیر داد نه میبرم گفتم با خودم شرطی بازی کن اگر بردی پولو میدم اگر ندادی پولو بهم میدی گفت قبوله بازی کردم از عمد گذاشتم 8 دور بیفته جلو و حسابی خوشحال بشه و مغرور و تکبر و اعتماد زیادی گرفته بود چون همش ادعا می‌کرد بهترم و قویتریم تو دلم گفتم بیچارت میکنم بازی کردم و برنده شدم گفتم کی پولو میدی گفت یادم نمیاد بدهکار باشم گفتم باشه میرم به بابات میگم تا بیاد گیم نت و همه شهادت بدن که شرطی بازی کردی تا گفتم ترسید و التماس کرد هر کاری بگی برات میکنم فقط خانوادم نفهمه گفتم چرا گفتم همیشه شرطی میزنم و می‌بازم وقتی بابام فهمید جوری کتک خوردم تا 1 هفته مدرسه نرفتم چون از جام نتونستم بلند بشم به گفته خودش منم گفتم یک کار هست ولی نمیتونی بیخیال گیر داد چی گفتم کیرمو بخوری گفت نه گفتم پولو الان بده وگرنه به بابات میگم گفت تا فردا فرصت بده گفتم باشه فردا ظهرش تنها بودم تو خونه دیدم اومد گفتم بیا داخل حرفتو بزن گفت باشه گفتم نتیجه گفت گذشت کن التماس گریه گفتم نه فقط خوردنه کونت نمیزارم فقط میخوری با اصرار قبول کرد بهش گفتم بریم رو تخت همدیگرو لخت کردیم و لبای هم خوردیم ولی خیلی خوشمزه بود و خوشش اومده بود تا کیرمو دید ترسید گفت نه گفتم میخوای همه بفهمن گفت نه گفتم شروع کن به خوردن از قبل گفتم دندون نزنه و غیره اینم شروع کرد ساک زدن حسابی داشتم لذت میبردم هر چی گفتم همشو بخور تا تحریک محل نداد گفتم دراز بکشه و دست و پاشو بستم خودم همشو کردم تو دهنش 3 دقیقه بعد آبم ریخت تو دهنش و شروع کرد اوق زدن سطل آشغال بهش دادم استفراغ کرد بش گفم هر روز میای برای ساک زدن اینقدر برام ساک زد که دیگه ساعتی آبم می‌شد در روز 5 بار بیشتر آبم تو دهنش خالی میکردم یکبار کردم تو کونش چنان دادی زد گفتم همه فهمیدن یک روز رفتم تو کوچه دیدم بچه ها میگن گناه داره دیگه به خوردش نده گفتن چی میگی گفت بابا خودش به همه گفته چیکار کردی گفتم خودش خواست به من چه اگر برام نخوره براش بد میشه و گفت چیکار کنم بیخیال بشی گفتم پول گفت باشه دیدم رفت پولو آورد گفتم از کجا گفت بیخیال منم گفتم ساک بزن بعد برو بهش گفتن دزدی کردی به بابات بگم‌ یا هر روز میخوری گفت میخورم تا زمانی که خونمون نزدیکشون بود این می‌خورد چند باری فهمیدم کونشم یکی دیگه جر میده 🤣 امیدوارم خوشتون اومده منتظرم کامنت هاتون هستم

نوشته: کیر کلفت

دکمه بازگشت به بالا